عبد الحسين نوايى
180
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
علت اينكه اينهمه انگليسيها دربارهء اين اغتشاشات سروصدا برپا مىكردند اين بود كه چون روسها ، يعنى متحد اجبارى انگليس ، پس از قضاياى تبريز قشون در ايران متمركز كرده بودند ، انگليسيها هم مىخواستند قوائى در ايران داشته باشند به همين جهت با اينكه راجع به اغتشاشات جنوب ، سر جارج باركلى در تلگراف خود به وزير خارجه انگليس سر ادوارد گرى مىنويسد : « . . . هرچند وضع جنوب ، وخيم است ، عقيدهء من بر اين است كه ما بايد قبل از توسل به مداخلهء عظيمى كه تجربهء پرخطرى است لااقل ملاحظه و امتحان بنمائيم كه دولت ايران با داشتن سرمايه چه خواهد كرد » . معالوصف چند روز بعد امر كرد كه كشتى جنگى انگليسى در آبهاى ايران آمده سربازان خود را پياده كند . نتيجهء اغتشاشات جنوب كه صرفا نيمى روى خودخواهيهاى متنفذين محلى و ناسازگارى با يكديگر و نيمى از سياست امپرياليسم انگلستان در ايران و تمايل به اظهار قدرت در برابر قدرتنمائىهاى روس بود ، اين شد كه در 14 اكتبر 1910 دولت انگليس آن يادداشت تند بلكه اولتيماتوم شديد خود را به ايران ارسال داشت كه هرچند به اختصار به آن اشاره شد ، از لحاظ كمال اهميتى كه در تاريخ مشروطيت دارد ، اينبار قدرى مفصلتر به آن مىپردازيم . مضمون مراسله اين بود كه چنانچه اغتشاشات جنوب در ظرف سه ماه از تاريخ ارسال يادداشت به نحوى كه دلخواه دولت انگليس است اصلاح نشود دولت انگليس حق خواهد داشت نيروئى از افسران و سربازان هندى براى حفظ امنيت در راههاى جنوب ايران تشكيل دهد و مخارج آنها را از دولت ايران مطالبه كند . اين است عين عبارت يادداشت باركلى نماينده دولت انگليس : « . . . از طرف وزير امور خارجهء دولت اعليحضرتى به من چنين تعليمات رسيده كه به جنابعالى اطلاع دهم كه اگر تا انقضاء سه ماه از اين تاريخ ، در